به گزارش پایگاه خبری آوانا خبر به نقل از خبرگزاری فارس استان کردستان؛
در حالی که حرفه کفاشی زمانی نماد مهارت و پایداری بود، امروزه با گسترش تولیدات انبوه و ارزانقیمت، این پیشه کاربردی با چالشی جدی برای بقا روبروست و رنگ و بوی آن در میان نسلهای جدید بهشدت کمرنگ شده است.
اگر به کوچهپسکوچههای قدیمی شهر بنگریم، صدای ضربات چکش بر چرم و رایحه آشنای چسب و رنگ، بخشی از هویت بصری و شنیداری بافتهای سنتی ما بوده است.
کفاشی، فراتر از یک فعالیت اقتصادی، نوعی هنر کاربردی است. در گذشته، کفاش تنها یک تعمیرکار نبود؛ او کسی بود که با دانش شناخت جنس چرم، نوع دوخت و فرمهای ارگونومیک، عمر پوششِ پاهای ما را طولانیتر میکرد.
این پیشه پیوندی عمیق میان مهارت دست و صبر و حوصله داشت، مهارتی که امروزه در عصر تولیدات انبوه و ماشینی، بهسختی یافت میشود.
اما واقعیت تلخ این است که امروزه، رنگ و بوی این حرفه در میان نسلهای جدید کمرنگتر شده است.
با گسترش روزافزون کالاهای ارزانقیمت و یکبارمصرف که کیفیت و دوام آنها در برابر چالشهای روزمره بسیار پایین است، نیاز به تعمیر، جای خود را به تعویض داده است.
این چرخه مصرف، نه تنها اقتصاد چرخی و سنتی را تضعیف کرده، بلکه باعث شده که بسیاری از استادکاران باسابقه، با این پیشه خداحافظی کنند و جوانان نیز بهدلیل تغییر الگوهای مصرف، کمتر به سمت یادگیری این هنر متمایل شوند.
کمرنگ شدن این حرفه، تنها از دست دادن یک شغل نیست؛ بلکه از دست دادن بخشی از دانش فنی و میراث مهارتی است که نسل به نسل منتقل میشد. وقتی یک کفاش ماهر از میان میرود، با خود دانش و تکنیکهای سنتی را نیز به خاک میسپارد.
در روزگاری که هنوز تکنولوژیهای مدرن و کفشهای ماشینی به بازار نیامده بود، کفاش نه تنها یک صنعتگر، بلکه یکی از ارکان اجتماعی زیست شهری در کردستان محسوب میشد.
در میان تمام کسبوکارهای سنتی، جایگاه کفاش دم حمام در کردستان جایگاهی ویژه، نمادین و سرشار از ناگفتهها داشت شغلی که پیوندی عمیق با آیین پاکیزگی و تعاملات روزمره مردم داشت.
با ورود حمامهای خانگی به منازل و تغییر سبک معماری و معیشت، نقش اجتماعی کفاشان حمام تغییر کرد. با صنعتیشدن تولید کفش، نیاز به تعمیرات مداوم سنتی کاهش یافت و آن جایگاه پاتوقگونه در دم در حمامها برای همیشه به خاطرهها پیوست.
در روز ملی کفاش، اگرچه باید به تمام فعالان این عرصه که با تلاش خود، پایداری پوشاک ما را تضمین میکنند، درود فرستیم، اما در عین حال باید به این پرسش جدی فکر کنیم: چگونه میتوانیم این پیشه ارزشمند را با تغییر الگوهای تولید و مصرف، در عصر مدرن حفظ کنیم؟ آیا راهی برای بازگشت کیفیت و دوام در مقابل تولید انبوه و بیکیفیت وجود دارد؟
باید دانست که حفظ این پیشهها، نه تنها وظیفه خود فعالان آن، بلکه مسئولیتی اجتماعی و فرهنگی برای حفظ هویت مهارتهای دستی کشورمان است.